|
هوا دلگیر و بارانی «من» ایی غرق پریشانی تو که آهسته می رفتی غریبانه تر از وقتی که من با بغض می گفتم کمی هم صبر کن مُردم من اینجا مات تاریکی کجای آسمان آبی چرا اینقدر لجبازی چه دنیای پر از رازی جوابی هم نمی گیرم از این حرفای بی ربطم چه شعر پر هیاهویی پر از احساس و بد گویی چرا من قصه می بافم برای قلب بی تابم مگر این عاشقی کم بود دلم بیگانه با غم بود که حالا تشنه تر هستم از این احساس سرمستم که من اینجا تو آنجایی دچار وحشتی آنی هوا دلگیر و بارانی دلی با حکم ویرانی از اینجا می روم آخر کجایش را تو می دانی!!! ---------------------------------------------- یک دو بیتی که خیلی دوسش دارم ، با اینکه پر از اشکال...
تویی که دور خودت گیج ترم می کنی حس عجیب و غریب ، هیچ ترم می کنی من همه جا با توام ، فکر و خیالم که نیست حنجره بی صدا ، جیغ ترم می کنی
|
About
آبان 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 بهمن 1386 آذر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 Links
.:. مرگ یک اتفاق معمولی است .:. |