تبليغاتX
:.: سمت خیال دوست:.:

:.: سمت خیال دوست:.:

 

چرا از بغض چشمانم تو حرفی را نمی خوانی!

تویی در من ولی یک لحظه با من هم نمی مانی!

 

من از احساس چشم تو شکوه عشق را دیدم

گمانم اشتباهی بود...!!!! این را هم نمی دانی؟

 

پر از شکم...، پر از اما...، اگر...، ای کاش...

ولی حتی تو بغض واژه ها را هم نمی بینی

 

کمی بی پرده می گویم، عزیزم «دوستت دارم»

ولی افسوس می دانم، تو این را هم نمی خواهی

 

برای بیت آخر هم کمی حسرت به دل دارم

که آیا تو...!!؟؟ نه این غزل را هم نمی خوانی

 

+نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت21:38توسط غزاله | |