|
سرنوشت من خدا شدن نبود با منت توان« ما» شدن نبود جز به خاطر جدا شدن نبود...
یار شو با من بیمار چه می پرهیزی؟ نه حدیثی کنی از یار چه می پرهیزی؟
مدتی هست که حیرانم و تدبیری نیست عاشق بی سروسامانم و تدبیری نیست از غمت سر به گریبانم وتدبیری نیست خون دل رفته به دامانم و تدبیری نیست از جفای تو بدین سانم وتدبیری نیست چو توان کرد پشیمانم و تدبیری نیست
تنها تو را ستودم, محبوب من, به سان ِ خدايان ستودني ست
بنشین, مرو, که دردل شب, در پناهِ ماه خوش ترزحرف عشق و سکوت و نگاه نیست بنشین و جاودانه به آزار من مکوش یک دم ,کنار دوست نشستن گناه نیست بنشین مرو صفای تمنای من بببین امشب چراغ عشق دراین خانه روشن است جان مرا به ظلمت هجران خود مسوز بنشین, مرو ,مرو که نه هنگام رفتن است
من تمنا كردم |
About
آبان 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 بهمن 1386 آذر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 Links
.:. مرگ یک اتفاق معمولی است .:. |