|
« تو رابه جای تمام کسانی که نشناخته ام، دوست می دارم. تو را به جای تمام روزگارانی که نمی زیسته ام، دوست می دارم. تو را به خاطر دوست داشتن، دوست می دارم. » دیگه چیزی مهم نیست، بدون تو...، هیچ چیز... " چرا... " نمی دونم. نمی دونم که" چرا"...!!! "چرا" نموندی ...!!! "چرا" رفتی ...!!! نه انگار می دونم و می ترسم که بگم دوستم نمی داشتی. حتی یک ... ... می دونی معنی این سه نقطه ها رو ... می دونی. همون سه نقطه " سخت " که آخرش بهت گفتم و انگار تو نشنیدی، شنیدی؟؟؟!!! تا ... خداحافظ ...
مرا به انتهای شکستن رسانده ای به خلوت غریب سکوتت کشانده ای من از شکوه نگاهی به عشق خندیدم ببین چه صادقانه به سوگم نشانده ای
هوا دلگیر و بارانی «من» ایی غرق پریشانی تو که آهسته می رفتی غریبانه تر از وقتی که من با بغض می گفتم کمی هم صبر کن مُردم من اینجا مات تاریکی کجای آسمان آبی چرا اینقدر لجبازی چه دنیای پر از رازی جوابی هم نمی گیرم از این حرفای بی ربطم چه شعر پر هیاهویی پر از احساس و بد گویی چرا من قصه می بافم برای قلب بی تابم مگر این عاشقی کم بود دلم بیگانه با غم بود که حالا تشنه تر هستم از این احساس سرمستم که من اینجا تو آنجایی دچار وحشتی آنی هوا دلگیر و بارانی دلی با حکم ویرانی از اینجا می روم آخر کجایش را تو می دانی!!! ---------------------------------------------- یک دو بیتی که خیلی دوسش دارم ، با اینکه پر از اشکال... تویی که دور خودت گیج ترم می کنی حس عجیب و غریب ، هیچ ترم می کنی من همه جا با توام ، فکر و خیالم که نیست حنجره بی صدا ، جیغ ترم می کنی
چرا از بغض چشمانم تو حرفی را نمی خوانی! تویی در من ولی یک لحظه با من هم نمی مانی! من از احساس چشم تو شکوه عشق را دیدم گمانم اشتباهی بود...!!!! این را هم نمی دانی؟ پر از شکم...، پر از اما...، اگر...، ای کاش... ولی حتی تو بغض واژه ها را هم نمی بینی کمی بی پرده می گویم، عزیزم «دوستت دارم» ولی افسوس می دانم، تو این را هم نمی خواهی برای بیت آخر هم کمی حسرت به دل دارم که آیا تو...!!؟؟ نه این غزل را هم نمی خوانی
«بهانهء من» ديگر بدون اجازه عاشق نمي شوم مي خواستم،که شعرو غزل را به خاک بسپارم گفتم به ياد خودم، يادي اگر باقي ست! اين هم کتاب حافظ و فالي براي تو
|
About
آبان 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 بهمن 1386 آذر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 Links
.:. مرگ یک اتفاق معمولی است .:. |