تبليغاتX
پرواز
آسمان فرصت پرواز بلندیست ولی، قصه این است چه اندازه کبوتر باشی؟...
واحه ای در لحظه

 

به سراغ من اگر می آیید،

پشت هیچستانم.

 

پشت هیچستان جایی است.

پشت هیچستان رگ های هوا، پر قاصدهایی است

که خبر می آرند، از گل واشده ی دورترین بوته ی خاک.

روی شن ها هم، نقش های سم اسبان سواران ظریفی است که صبح

به سرتپه معراج شقایق رفتند.

پشت هیچستان، چتر خواهش باز است:

تا نسیم عطشی در بن برگی بدود،

زنگ باران به صدا می آید.

آدم اینجا تنهاست

و در این تنهایی، سایه ی نارونی تا ابدیت جاری است.

 

به سراغ من اگر می آیید،

نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد

چینی نازک تنهایی من...

 

سهراب سپهری


+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/12/01ساعت 7:5 بعد از ظهر  توسط باران  |