سمت خیال دوست |
مثل تنفس تن ، تکرار تو احتیاج روح من است. |
هوا دلگیر و بارانی «من» ایی غرق پریشانی تو که آهسته می رفتی غریبانه تر از وقتی که من با بغض می گفتم کمی هم صبر کن مُردم من اینجا مات تاریکی کجای آسمان آبی چرا اینقدر لجبازی چه دنیای پر از رازی جوابی هم نمی گیرم از این حرفای بی ربطم چه شعر پر هیاهویی پر از احساس و بد گویی چرا من قصه می بافم برای قلب بی تابم مگر این عاشقی کم بود دلم بیگانه با غم بود که حالا تشنه تر هستم از این احساس سرمستم که من اینجا تو آنجایی دچار وحشتی آنی هوا دلگیر و بارانی دلی با حکم ویرانی از اینجا می روم آخر کجایش را تو می دانی!!! ---------------------------------------------- یک دو بیتی که خیلی دوسش دارم ، با اینکه پر از اشکال...
تویی که دور خودت گیج ترم می کنی حس عجیب و غریب ، هیچ ترم می کنی من همه جا با توام ، فکر و خیالم که نیست حنجره بی صدا ، جیغ ترم می کنی
+به یادگار نوشتم ...سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 20:54 ...غزاله|
چرا از بغض چشمانم تو حرفی را نمی خوانی! تویی در من ولی یک لحظه با من هم نمی مانی! من از احساس چشم تو شکوه عشق را دیدم گمانم اشتباهی بود...!!!! این را هم نمی دانی؟ پر از شکم...، پر از اما...، اگر...، ای کاش... ولی حتی تو بغض واژه ها را هم نمی بینی کمی بی پرده می گویم، عزیزم «دوستت دارم» ولی افسوس می دانم، تو این را هم نمی خواهی برای بیت آخر هم کمی حسرت به دل دارم که آیا تو...!!؟؟ نه این غزل را هم نمی خوانی
+به یادگار نوشتم ...پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:38 ...غزاله|
«بهانهء من» ديگر بدون اجازه عاشق نمي شوم مي خواستم،که شعرو غزل را به خاک بسپارم گفتم به ياد خودم، يادي اگر باقي ست! اين هم کتاب حافظ و فالي براي تو +به یادگار نوشتم ...شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 7:43 ...غزاله|
«تب وتاب» نگاهم که مي کني ............................................................................
«دست در دست» مي خواهم دستان تورا
+به یادگار نوشتم ...شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 9:56 ...غزاله| دوباره آینه شکست از هجوم دستانم شکست ، سکون ِ ساکت ِ دو چشم در اضطراب رگ های حیات که به شعاع بودنم دایره می زدند. ---------------------------- صدای پای تو ضرب نامنظم قلبم را جمع می کند بیا نگاهت را قسمت کن.
+به یادگار نوشتم ...سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 16:15 ...غزاله| |
پست الکترونيک آرشيو وبلاگ آيدي من خلوتی که گذشت. تیر 1387 اردیبهشت 1387 بهمن 1386 آذر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 .:. مرگ یک اتفاق معمولی است .:. .:. مرگسایه های فاصله .:. .:. قصه شهر سنگستان .:. .:. مهدی اخوان ثالث .:. .:. طعم گس خورشید .:. .:. عشق و عرفان .:. .:. در فصل شعر .:. .:. قلب کاغذی .:. .:. غزل .:. .:. شیرین .:. .:. تیغ سیاه .:. .:. غزل واره .:. .:. جان غزل .:. .:. شب غزل .:. .:. ترانه صبح .:. .:. غزل پست مدرن .:. .:. گنجشکها تابوت نمی خواهند .:. .:. آن سوی بی شرط .:. .:. گلچین شعر .:. .:. یک کاسه عسل .:. محمد يعقوبي پشتيباني بلاگــــفا.كـام RSS |